ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

ღ سالگرد ازدواجمون ღ

سلام سلام گل پسر مامان مگه میذاری یه لحظه وقت کنم بیام وبتو آپ کنم .... نمیذاری کههههههههههه اینقدر شیطون بلا شدی که نگو ... نمیشه یه لحظه ازت غافل شد یه دسته گل به آب میدی این روزها عاشق همه ی چیزهای خطرناک شدی و هرچی هم میگیم جییییییییییزه بدتر میکنی اینجا آرتین تازه از خواب بیدار شده ای جونم یه روز که کلی اذیت کردی بابا گذاشتت توی سبدت و از اون روز عاشق اینی که بابا بذارتت اون تووو چه حالی میکنی جیجر مامان آرتین تو سبد مشغول نی نای نای رفتی از توی انباری یه جعبه آرودی و مشغول رفتن روش شدی .. دوشنبه هفته پیش ۱۳۹۲/۰۸/۲۷ ... - رایان - پسر عمو وهاب و خاله مریم به دنیا اوومد...
5 آذر 1392

محرم ۱۳۹۲

 محرم- ۱۳۹۱/۰۹/۰۳ - تهران مراسم شیر خوارگان علی اصغر (ع) - مصلی امام خمینی آرتین سه ماه و نیمه ضمنا سوم آذر سالگرد ازدواجمون هم بود ... محرم۲۳ -۱۳۹۲/۰۸/۲۲ - شیراز مراسم عزاداری امام حسین (ع) - تاسوعا و عاشورا آرتین ۱۵ ماهه محرم ۱۳۹۱ - تهران محرم ۱۳۹۲ - شیراز آرتین آماده رفتن به عزاداری امام حسین (ع) آرتین و پرنسس النا - مشغول بازی - اتوبوس کادوی خان دایی و زن دایی جون آرتین آرتین توی پارک مشغول بازی و قدم زدن روی برگ های پاییزی خرابکاری جدید آرتین و نابود کردن کتابش راستی آرتینم به لطف امام حسین روز هشتم ماه ...
25 آبان 1392

پانزدهمین ماهگرد شاهزاده ی زیبای من آرتین

گل پسر زیبای مامان سلام پانزدهمین ماهگرد تولد زیبایت میارک گل پسر مامان نمیدونم بعد از حدود یک ماه ننوشتن چی بگم و از کجا بگم ... ولی از همه دوستای خوبم ممنونم که به فکرمون بودن و بهمون سر میزدن و نگرانمون شدن بریم ادامه مطلب و مفصل تعریف کنیم تعطیلات عید قربان رفتیم شیراز ... خونه دایی حاجی مامان و خونه بابا حاجی و عروسی دختر عمه مامان ... البته مراسم عقد پسر پسر عمه مامان هم بود که چون با مراسم عروسی هم زمان بود نشد بریم شما طبق معمول همیشه فوق العاده بودی و همه از با تو بودن لذت میبرن گل پسر زیبای من فقط اینکه دیگه همش داری راه میری و نمیشه یه جا نگهت داشت و باید مراقبت بود برای بار دوم رفتی آرایشگاه...
21 آبان 1392

چهاردهمین ماهگرد شاهزاده ی زندگیم آرتین

سلام گل پسر زیبای خودم چهارده ماهگیت مبارک گل پسر مامان     این روزها خیلی شیطون شدی و یه لحظه ساکت نمیشینی یه جا یا داری بلند بلند آواز میخونی یا اینکه مشغول بازی هستی اونم از نوع پر سر و صداش روزهامون با تو رنگ تکرار نمی گیرن و روزی هزار بار بخاطر وجود تو خدا رو سپاسگذار و شاکرم چند روزیه گیر دادی به دمپایی ها و نمیدونم چه جذابیتی واست دارن ... دیشب هم اینجوری با دمپایی مامان راه میرفتی کافیه یه لحظه تو خیابون یا پارک یا هر جایی بذاریمت پایین مثل فرفره میدویی وبایدبدوییم تا بگیریم دوست داشتنی ترین نعمت خدا خیلی دوستت دارم ...
19 مهر 1392

روزت مبارک کودک زیبای من !

کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید   پسر زیبای مامان روزت مبارک اینم پسر زیبای من یکساعت پیش در حال بازی راستی ۶ مین دندونت هم نیش زد و خدارو شکر اذیت نشدی قربون خنده ات برم ۶مین دندونت مشخص نیست   این چند روزه حسابی هوای مامانو داری ... به زودی میام ... البته ایشالا دست پر و با کلی خبر خوب!!!   پی نوشت : .: شاهزاده زیبای من " آرتین " تا این لحظه ، 1 سال و 1 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 2 دقیقه و 17 ثانیه سن دارد :....
16 مهر 1392

میمند ۱۱ و ۱۲ مهر

سلام پسر زیبای مامان روز پنج شنبه عصر به همراه چندتا از دوستامون راهی میمند شدیم ... خیلی خوش گذشت و شب هم در غار شماره ۲ موندیم تجربه جالبی بود ولی شما یکم از گرمای هوا و محدود شدنت بخاطر منطقه کوهی کلافه شده بودی ولی در کل خوش گذشت اینم شما در حال بازی با سنگ در ادامه معرفی مختصری از میمند براتون میذارم... به یه بار دیدنش می ارزه موقعیت جغرافیایی:   میمند در ۳۸ کیلومتری شمال‌شرقی شهرستان شهربابک در عرض ۳۰ درجه و ۱۶ دقیقه و طول ۵۵ درجه و ۲۵ دقیقه قراردارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۲۲۴۰ متر و وسعت آن ۴۲۰ کیلومترمربع است این روستا بین شهرهای یزد، کرمان و شیراز قرار دارد. میمند در دهستان‌میمند، در شهرست...
13 مهر 1392

عکس های مسافرت شهریور ۱۳۹۲

سلام گل پسر زیبای مامان خدایا بابت همچین پسری روزی هزار بار شکرت    آرتین شیطون کف ماشین مشغول بازی   سفرمون با یکم تغییرات شروع شد خاله سمانه نتونست مرخصی بگیره و مامان جون و بابا حاجی و دایی علیرضا هم نتونستن بخاطر خاله سمانه بیان که حسابی جاشون خالی بود قرار شد اول بریم آباده و بعد تهران و بعد هم مشهد ... که توی مشهد خان دایی و زن دایی آرام و النا بهمون ملحق میشدن پسر مامان فوق العاده بودی مثل همیشه آقا و یه پسر خوب که اصلا اذیتمون نکردی توی سفر البته خوب بعضی جاها خسته میشدی  ولی کم نق میزدی  سفرمون از آباده خونه خاله کاترین و عمو علی و هلنای زیبا شروع شد و حسابی بهمون خوش...
5 مهر 1392

سیزدهمین ماهگرد آرتین جونم

سلام به گل پسر زیبا و دوست داشتنی خودم                سیزدهمین ماهگرد زندگیت مبارک عزیز مامان واااااااااااااااااااااااااااااااااااای مامان .... گاز نگیرررررررررررررررررررررررررر ..... دیگه 4 تا دندون داری درد میگیرهههههههههههههههههههه تازه جاش هم قرمز میشه و چند ساعت میمونه     الهی فدای تو بشم که اینقدر پسر اقایی هستی انگار همین دیروز بود روز شماری میکردم واسه یک ماهه شدنت و بعد شش ماهه شدن و یک ساله شدنت ... الان یک ماه و دو روز از یک ساله شدنت میگذره و من هر روز خدارو هزار بار بخاطر تو شکر میکنم خدارو شکر بلاخره سرما خوردگی...
21 شهريور 1392